تبلیغات
ساکت اما عامل
ساکت اما عامل
 

ایران در چه زمینه هائی مقام اول را در جهان دارد ؟!

هرچند متاسفانه در بسیاری از پارامترهای مثبت در رده آخرین کشورهای دنیا و در بسیاری از گزینه های منفی در رده اولین های دنیا هستیم؛ اما در برخی زمینه های قابل توجه هم رتبه مناسبی در دنیا داریم که دونستنش برای حفظ روحیه مان خوبه بطوریکه بر اساس یک پژوهش صورت گرفته، کشور ایران در موارد مورد اشاره در زیر صاحب رکورد اولین ها در کتاب گینس است.

با این امید که با تلاش و کوشش و اعتماد به نفس و علاقه به حفظ داشته های مثبت ملی میزان موارد مثبت را روز به روز بیشتر کنیم و ایران را بگونه ای بسازیم که سربلندی نسل های آینده را موجب شود.

1. بیشترین تولید پسته

2. بیشترین تولید خاویار

3. بیشترین تولید خانواده توت

4. بیشترین تولید زعفران (80% کل تولید جهانی)

5. بیشترین تولید زرشک

6. بیشترین تولید میوه آلویی (از قبیل گیلاس و غیره)

7. بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین(70.7 درجه سانتیگرد در کویر لوت)

8. بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، میزان بارش برف 8 متر در 5 روز)

9. بزرگترین واردکننده گندم

10. بیشترین فرار مغزها

11. بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها (1.23 زن در مقابل هر مرد)

12. بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه 260 میلی سیورت در رامسر (مقایسه = یک عکس رادیوگرام سینه 0.05 میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل 25 میلی سیورت)

13. بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای5.5 ریشتر)

14. دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)

15. بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف کوکایین را دارد)

16. بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ(تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)

17. کهن ترین کشور دنیا (تاسیس شده در 3200سال قبل از میلاد مسیح)

18. میزبان بزرگترین جمعیت مهاجر جهان(اکثرا عراقی و افغانی)

19. بزرگترین تولید کننده فیروزه

20. بزرگترین منابع روی در جهان

21. بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل تولید جهانی)

22. بیشترین مصرف کننده نوشابه در جهان(سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است در حالیکه در مقایسه با آمار دیگر کشورهای جهان، سرانه مصرف بطور متوسط ۱۰ لیتر است)

23. بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه236 میلیارد دلار)

24. بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)

25. بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)

26. بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان (با میزان تولید کنونی ایران معادل 89 سال ذخایر نفتی دارد)

27. بیشترین اکتشافات نفت و گاز در جهان (در شرایط فعلی با حفر هر پنج حلقه چاه اکتشافی، چهار حلقه چاه به کشف ذخایر نفت و گاز می رسد بطوریکه از ابتدای سال 2000 میلادی تاکنون ایران بیشترین اکتشافات نفت و گاز جهان را داشته است)

28. بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادمه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکزیکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز)

29. بالاترین آلودگی دی اکسید گوگرد در هوای شهری

30. قدیمی ترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم میکند)

31. بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان(جواهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)

32. کهن ترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جمعیت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمعیت تحت یک دولت در تاریخ هم هست)

33. بیشترین تعداد تلفات در جنگ شیمیایی(100000 کشته و 100000 زخمی در جنگ با صدام ، ایران همچنین دومین رتبه تلفات تاریخ را بر اثر سلاح های کشتار دست جمعی بعد از ژاپن دارد)

34. بیشترین تعداد و تناسب مذهب شیعه در جهان(89% جمعیت ایران)

35. بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی

36. بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز

37. بیشترین عمل زیبایی انجام شده در جهان

38. بیشترین آمار طلاق در جهان

39. بزرگترین مصرف کننده دارو در جهان

40. بیشترین مصرف کننده محصولات ساخت چین

41. بزرگترین تجزیه تاریخ، در مدت ۱۹۶ سال گذشته ۳.۵ میلیون کیلومتر از خاک ایران تجزیه گردیده !


[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ ساعت 22 و 25 دقیقه و 40 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]

.

بیانات مقام معظم رهبری در مورد مداحی در جمع مداحان کشور

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و اله الطّاهرین. اللّهمّ صلّ على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها.

من در طول سالهاى متمادى، در همین مناسبت و در مناسبتهاى دیگر، در این باره خیلى صحبت كردم؛ ولى باز هم تأكید میكنم. شعرى كه شما با صداى خوش و با آهنگِ زیبا میخوانید، تأثیر آن در بسیارى از موارد از یك گفتار علمىِ منطقىِ فلسفى یا غیر فلسفى بیشتر است؛ اگر آنچه كه خوانده میشود، بدرستى انتخاب شده باشد و جهات صورى و معنوى در آن لحاظ شده باشد. جهات صورى، زیبائى شعر است؛ شعر را بایستى درست و خوب انتخاب كرد. شعر یكى از نمادهاى برجسته‌ى هنر است. هر بافته‌ى نظمى، شعر نیست؛ شعر خصوصیات خودش را دارد؛ باید شعر انتخاب كرد. خوشبختانه شعراى خوبى هم داریم؛ شعرائى كه درباره‌ى اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) با زبانهاى مختلف میسرایند و زیبا و شیوا و خوب میسرایند؛ و وقتى شما مشترى‌اش باشید، این تقاضا، عرضه را هم به دنبال خودش مى‌آورد. پس شعر خوب، آهنگ خوب و صوت خوب مهم است. البته آهنگ خوب به معناى تقلید از آهنگ موسیقى‌هاى لهوىِ مضلّ عن سبیل اللَّه نیست؛ این را توجه داشته باشید. بعضى از آهنگها، آهنگهاى بدى است، آهنگهاى غلطى است، آهنگهاى لهوى است؛ این را نباید به وادى حرفه‌ى مداحى و خواندن مداحى كشاند. عیبى ندارد كه شكلهاى جدیدى را در خواندن و قرائت اشعار و آهنگ‌سازى‌هاى گوناگون ابتكار كنید؛ اما از این تشابه و تداخل بپرهیزید. البته آهنگهاى لهوىِ مضلّ عن سبیل اللَّه را میگویم، نه حالا هر آهنگى كه یك وقتى در یك مضمون دیگرى خوانده شده، آن را بخواهیم منع كنیم؛ نه، آهنگهائى كه لهوى است و مضلّ عن سبیل اللَّه است؛ اینها را نیاورید.

 

 

 


مسئله‌ى بعد، مضمون است. بهترین مجموعه‌ى شعرى كه میشود در یك منبرِ مداحى انسان فكر كند، چیزى است كه در آن، اولاً منقبت اهل‌بیت
(علیهم‌السّلام) باشد. ذكر مناقب آنها دلها را روشن میكند، شاد میكند، شوق را در انسان برمى‌انگیزد، اشك را از چشمها جارى میكند. البته منظور، مناقب متقن است. اینجور نباشد كه انسان به حرفهاى سست تكیه كند. این همه مناقب اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) در كتابهاى معتبر وجود دارد؛ از آنها استفاده بشود؛ از گفته‌هاى افرادى كه خودشان سندند، ثقه و معتبرند؛ مثل همین شعرى كه امروز یكى از آقایان از مرحوم آشیخ محمدحسین اصفهانى - مفتقر - خواندند. خب، این بزرگوار استاد مجتهدین است. مجتهدین بزرگ و مراجع تقلید بزرگ، در فقه و اصول و فلسفه شاگردهاى او هستند. ایشان شاعر هم بوده. خب، این شعر میشود سند. یا روایات گوناگونى كه در كتب مناقب وجود دارد، شرح حال ائمه(علیهم‌السّلام)، مناقب معتبر. پس یك بخش، بخش مناقب اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) است.

بخش دیگر، نصایح است، كه این نصایح هم میتواند از زندگى خود این بزرگواران گرفته شود. امروز ما محتاج نصیحتیم. براى رشد اخلاق در جامعه، براى گسترش خلقیات خوب، براى اعتلاى روحیه‌ى همدلى و برادرى و صفا و اخوتى كه در جامعه‌ى دینى مطلوب است، احتیاج داریم به نصیحت. اینها را از كى یاد بگیریم؟ پایه‌هاى اخلاق در كلمات ائمه
(علیهم‌السّلام) است، در رفتار ائمه(علیهم‌السّلام) است. ما اخلاق را در جامعه رشد بدهیم؛ مردم را به خیرخواهى، به امید، به تعاون، به اخوت، به صبر، به حلم، به شكر، به احسان، به ایثار، به گذشت دعوت كنیم؛ از اخلاق بد، از تنگ‌نظرى، از ناامیدى، از بدبینى، از بدخواهى براى این و آن، از حسد، از بخل و بقیه‌ى سیئات اخلاقى، مردم را پرهیز بدهیم. این كار با زبان شعر خیلى بهتر است و بهتر ادا میشود تا زبان نثر و زبان نصیحت‌آمیز.

گوینده‌اى مثل ما بنشیند به مردم نصیحت كند، خیلى معلوم نیست تأثیر عمیقى ببخشد؛ اما وقتى خواننده‌اى همین مضمون را در یك شعرِ زیبا و خوب و با لحن خوب بیان میكند، مثل آب گوارائى است كه انسان مینوشد؛ تمام سلولهاى بدن انسان از این آب بهره‌مند میشود، تا اعماق وجود انسان اثر میگذارد. البته اخلاقیات باید تكرار شود. گفتن اثر دارد، شنیدن اثر دارد؛ اما این اثر، دائمى و ابدى نیست؛ مؤثرات دیگرى هم در جامعه هست كه در جهت عكس آن كار میكند. لذا بایستى اخلاقیات هى گفته بشود، باز گفته بشود، باز تكرار بشود.

یك بخش هم آگاهى‌ها و بصیرت‌بخشى‌هاى نسبت به مسائل زندگى است. البته من با این كه در منبرهاى مداحى، هى تعرض به این، بدگوئى به آن بشود، موافق نیستم و اینها را دوست نمیدارم؛ اما بصیرت‌بخشى خوب است، آگاهى پیدا كنند. امروز ملت ما بر اثر بصیرت است كه توانسته است بایستد. ملت ما میداند علیه او چه توطئه‌هائى هست، چه كسانى توطئه میكنند، هدف از این توطئه‌ها چیست، از چه چیز ملت ایران ناراحتند؛ اینها را مردم ما میدانند. ملت ایران میدانند كه روحیه‌ى ایمان، اسلام، آزادیخواهى، استقلال‌طلبى، ایستادگى در راه درست، دشمن را عصبانى كرده. مردم ما دشمن را هم میشناسند. شیوه‌هاى او را هم بتدریج همه‌مان یاد گرفتیم، فهمیدیم شیوه‌هاى دشمن چیست. این بصیرت خیلى چیز باارزشى است. اگر این بصیرت نبود، ملت ما نمى‌ایستادند. تبلیغاتى هم كه دشمنان میكنند؛ چه آنهائى كه خودشان مستقیماً تبلیغ میكنند، چه آنهائى كه به زبان بلندگوها و بوقهاى اجاره‌اى‌شان میدمند و از زبان آنها پخش میكنند، همه‌اش در جهت این است كه این بصیرت را از مردم بگیرند؛ امر را بر مردم مشتبه كنند؛ آنها را از ایمانشان، از اسلامشان، از استقامتشان، از ایستادگى‌شان در این راه، از معرفت درستشان نسبت به حوادث زندگى دور كنند. خب، یك برنامه‌ى مجلسىِ مداحى میتواند یك بخشى را به این اختصاص دهد. شعرش را پیدا كنید، جملاتش را انتخاب كنید. در یك لحظه‌ى مناسب، گاهى اوقات یك كلمه به قدر یك كتاب در دلها اثر میگذارد. در دلها اثر بگذارید. من مى‌بینم كه خوشبختانه امروز جامعه‌ى مداحان انصافاً در این جهت خیلى پیش رفته‌اند؛ حالا آن برنامه‌هائى كه ما توفیق پیدا می كنیم بشنویم، یا اینجا برگزار میشود، یا بعضاً از تلویزیون مى‌بینیم.

مطلب آخر اینكه: صاحب حرفه‌ى مداحى كه خود را مفتخر كرده است به اینكه در این راه خدمت و كار كند، اگر بخواهد همه‌ى این خصوصیات را جمع كند، اولاً احتیاج دارد به مطالعه و كار. به قول معروف، بى‌مایه فطیر است. احتیاج به مطالعه هست، احتیاج به كار هست. البته مداحهاى قدیمى ما مقید بودند حتماً از حفظ بخوانند؛ بد میدانستند كه از رو بخوانند. امروز خوشبختانه اینجور نیست. هیچ لازم نیست كه حالا مثلاً ساعتها صرف وقت كنند، قصیده‌اى را، شعرى را حتماً حفظ كنند؛ نه، از رو هم بخوانند. منبرى‌ها هم همین جورند. ما در دوران جوانى و نوجوانى هرگز ندیده بودیم كه منبرى از جیبش كاغذ در بیاورد، حدیث را از رو بخواند؛ این را بد میدانستند. مرحوم آقاى فلسفى
(رضوان اللَّه علیه) این سنت غلط را شكست؛ از جیبش كاغذ در آورد، روایت را از رو خواند. خب، ایشان واعظ درجه‌ى یك كشور بود. حالا هم وعاظ یاد گرفته‌اند. براى اینكه درست بخوانند، براى اینكه بجا بخوانند، براى اینكه آنچه میخواهند بخوانند، بخوانند، كاغذ را از جیبشان در مى‌آورند، حدیث را میخوانند؛ مطلب را كه نوشته‌اند، میخوانند؛ شعر را میخوانند؛ این خیلى كار را آسان كرده. مداحى هم همین جور. بنابراین مطالعه كردن، یادداشت كردن، یادداشت داشتن، با حساب و كتاب و مطالعه حرف زدن، شرط اول است.

شرط دوم این است كه در مطالعات خود، با قرآن و حدیث آشنا شوید. انس با قرآن براى همه لازم است؛ این را ما به همه توصیه میكنیم، به همه‌ى جوانهاى كشور توصیه میكنیم. امروز خوشبختانه همین جور هم شده؛ انسان در میان دانشجوها، در میان طلاب، در بین جوانهاى غیر دانشگاه و حوزه، عناصرى را مى‌بیند كه با قرآن انس دارند؛ بعضى‌شان قرآن را حفظ هم دارند؛ بعضى هم كه حفظ ندارند، قرآن را فى‌الجمله درك میكنند؛ یعنى ولو حالا تمام جزئیات را هم ندانند، مضمون را میفهمند؛ این خیلى چیز مغتنمى است.

امروز را كه انسان با بیست سال قبل، بیست و پنج سال قبل مقایسه میكند، مى‌بیند زمین تا آسمان تفاوت كرده. حساب دست خیلى‌ها نیست. بنده چون به این مسئله اهتمام داشتم، حساب دستم هست؛ می دانم در امر آشنائى و انس با قرآن چه اتفاقى افتاده و دارد مى‌افتد. قبلها قارى ما كه قرآن میخواند، خیلى اوقات معناى آیات را نمی فهمید؛ جائى كه باید وصل كند، قطع می كرد؛ جائى كه باید قطع كند، وصل میكرد. امروز اصلاً اینجور نیست؛ همه آشنایند. بنابراین آشنائى با قرآن و حدیث توصیه‌ى ما به همه است؛ اما مبلغان دین و جامعه‌ى مداحان طبعاً مخاطب ویژه‌ى این حرف هستند؛ با قرآن باید انس پیدا كنند. قرآن را حتماً بخوانید، با توجه به ترجمه بخوانید، این ترجمه را به یاد بسپرید. در آیاتى كه نصیحت هست، متضمن یك معرفتى است كه انسان میفهمد، آنها را ثبت كنید، ضبط كنید، یادداشت كنید، از آن بهره‌مند شوید؛ هم بگوئید، هم عمل كنید. حدیث هم همین جور.

خوشبختانه كتب معتبر حدیثى ما امروز همه ترجمه شده است.
«كافى» ترجمه شده است،«من لا یحضره الفقیه» ترجمه شده است، «نهج‌البلاغه» ترجمه شده است، كلمات حضرت زهرا(سلام اللَّه علیها) ترجمه شده است. یعنى اینجور نیست كه این متون، مخصوص عربى‌دان‌ها باشد؛ نه، عربى‌دان و غیر عربى‌دان همه میتوانند از این كلمات استفاده كنند؛ اینها فرصت است. از این فرصتها باید استفاده كرد. بنابراین توصیه‌ى ما این است: تلاوت قرآن، انس با قرآن، انس با حدیث، آشنائى با معارف اهل‌بیت از طریق حدیث، و بالاتر از همه، توجه به خداى متعال، حفظ و تقویت رشته‌ى ارتباط قلبى با ذات اقدس احدیت، با دعا، با توسل، با ذكر، با خشوع، با نماز نافله.

اگر این رشته محفوظ بماند و تقویت شود، همه‌ى كارهاى دشوار بتدریج حل میشود؛ اصل كار این است. این رشته‌ى ارتباط با مقام احدیت هم - كه خشوع و ذكر و توسل باشد - مرتبط و متصل با اهل‌بیت
(علیهم‌السّلام) است؛ تفكیك‌پذیر نیستند - «من اراد اللَّه بدأ بكم» (1) - اما خب، دعاهاى صحیفه‌ى سجادیه، مناجات خمس عشر و دعاها و مناجاتهاى گوناگونى كه هست، دل را صفا میدهند، ذهن را صفا میدهند، ذهن را هم فعال میكنند. خیلى از معارف را انسان از این طریق به دست مى‌آورد.


[ پنجشنبه 31 فروردین 1391 ] [ ساعت 22 و 32 دقیقه و 10 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]
جنگ نرم چیست و راه‏های مقابله با آن کدام است؟
پاسخگو: ذبیح‏الله تجری غریب‏آبادی (کارشناس تاریخ )

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی كه مورد پذیرش همگان باشد ندارد.

«جان كالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی كه برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانایی شكل دهی ترجیحات دیگران” تعریف كرد. تعریفی كه قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره كرده بود. با این وجود مهمترین كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره كرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترك تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یك تعریف كامل تر می توان گفت، جنگ نرم یك اقدام پیچیده و پنهان متشكل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در كشورهای هدف است

بقیه در ادامه مطلب

دلایل استفاده از جنگ نرم


ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ ساعت 23 و 20 دقیقه و 39 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی كه حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛

2- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشكل است، در حالی كه تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری كرد؛

3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی كه در تهدید نرم ، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

4- مفهوم امنیت در رویكردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی كه این مفهوم در رویكردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

5- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگیختن است، در حالی كه تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی كه مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

7- كاربرد تهدید سخت در رویكرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی كه كاربرد تهدید نرم در رویكردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموكراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر كامل نظام سیاسی یك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یك هدف را دنبال می كنند و این وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یك نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.

اهداف جنگ نرم

1- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افكار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سیاسی به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی اركان آن نظام.

3- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سركوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.

4- اختلاف افكنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی كشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی كشور.

5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های كشور.

6- بی تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحیه و كارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.

8- ایجاد اختلاف در سامانه های كنترلی و ارتباطی كشور هدف.

9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراكنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری كه در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه كشور را فراهم كند.

11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یك نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می‏آیند.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت كه به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.

چه افراد و تشكل‏هایی هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه می‏توانند بخش های مشخصی باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است كه بانی جنگ نرم آن را دنبال می كند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد كه میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت كلی می توان گفت كه گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه ملت را درهم بشكنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می كنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شكل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگ های نرم نیستند بلكه به دلیل اینكه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

تاكتیك‏های جنگ نرم

1- برچسب زدن: بر اساس این تاكتیك، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل كرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

2- تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

3- انتقال: انتقال یعنی اینكه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

4. تصدیق: تصدیق یعنی اینكه شخصی كه مورد احترام یا منفور است بگوید فكر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

5- شایعه: شایعه در فضایی تولید می شود كه امكان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذیر نباشد.

6- كلی‏گویی: محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی كه از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد كنكاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند كه بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بكار گرفته می‏شوند.

7- دروغ بزرگ: این تاكتیك قدیمی كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب كردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‏گیرد.

8- پاره حقیقت‏گویی: گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود كه از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است كه اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

9- انسانیت‏زدایی و اهریمن‏سازی: یكی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت‏زدایی» است. چه اینكه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه كرد.

10- ارائه پیشگویی‏های فاجعه‏آمیز: در این تاكتیك با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله كلی‏گویی، پاره حقیقت‏گویی، اهریمن‏سازی و ...) به ارائه پیشگویی‏های مصیبت‏بار می‏پردازند كه بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افكار وی را هدایت نمایند.

11- قطره‏چكانی: در تاكتیك قطره‏چكانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف و سانسور: در این تاكتیك سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاكتیك های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

13- جاذبه های جنسی: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهای اروتیكال از تاكتیك‏های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری كه می توان گفت اكثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان كه فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می‏گیرند.

14- ماساژ پیام: در ماساژ پیام، از انواع تاكتیك های گوناگون (حذف، كلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چكانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شكل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد كند. در واقع در این متد ، پیام با انواع تاكتیك ها ماساژ داده می شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموری كه در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یكپارچگی شده و رقیب را مشغول مشكلات درونی جامعه حامیان خود می كند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصیت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فیزیكی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی كه نمی‏توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاكتیك ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت‏زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می كنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و كاهش محبوبیت وی می شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی نیز با استفاده از این تاكتیك و بهره گیری از ابزار طنز، كاریكاتور، شعر، كلیپ های كوتاه و... كه عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه ، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

17- تكرار: برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ایجاد رعب: در این تاكتیك از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست كردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می كنند كه خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می كنند.

19- مبالغه: مبالغه یكی از روشهایی است كه با اغراق كردن و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می كنند. غربی ها همواره با انعكاس مبالغه آمیز دستاوردهای تكنولوژیك خود و اغراق در ناكامی های كشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه ، شخص یا محصول ارائه داد. متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می دانند. این روش ، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می كند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی كند

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز كرده و خوب بشناسیم و بدانیم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار می‌گیرد، افكار عمومی است.

برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افكار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه كنیم.

این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی كردن این رسانه‌ها، میسر است. دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر كشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یكی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیك رسمی كشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های كلان كشورها.

هر ملتی و كشوری دارای منابع قدرت نرم است كه شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یك طرح جامع تبدیل به یك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه‏آفرینی‏ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حكومت» برشمریم.


[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ ساعت 22 و 22 دقیقه و 31 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعالیت‏های فرهنگی.

2. افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از دیپلماسی عمومی.

5. استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت‏ها: اقلیت‏های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت‏ورزی علیه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یكی از میدان های فعالیت خود را در كشورهایی كه دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند. اما زمانی كه نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به كارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را كم كنند یا از میان بردارند.

6. عملیات روانی متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل كرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می كنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یكی از روش‏های مقابله باشد.

7. آگاهی‏بخشی عمومی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابعی برای مطالعه بیشتر:

1. نام كتاب : قدرت نرم ؛ ابزارهای موفقیت در سیاست بین الملل

تألیف: جوزف اس. نای

مترجم: سید محسن روحانی ـ مهدی ذوالفقاری (با مقدمه دكتر اصغر افتخاری)

ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك : 2ـ63ـ5574ـ600ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2. نام كتاب: جنگ نرم

تألیف: داوود رنجبران

ناشر: تهران ـ ساحل اندیشه ـ 1388

شابك: 4ـ26ـ5117ـ600ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

3. نام كتاب: دیپلماسی عمومی نوین ؛ كاربرد قدرت نرم در روابط بین‏الملل

تألیف: ژان میلسن و همكاران

ترجمه: دكتر رضا كلهر ـ سید محسن روحانی

ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك: 9ـ77ـ7746ـ964ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

4. نام كتاب: جنگ نرم

تألیف: احمد حسین شریفی

ناشر: قم ـ انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ـ 1389

شابك : 3ـ495ـ411ـ964ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5. نام كتاب: قدرت نرم و سرمایه اجتماعی (با مطالعه موردی بسیج)

تألیف : دكتر اصغر افتخاری و همكاران

ناشر : تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك : 3ـ66ـ7746ـ964ـ978

......................


[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ ساعت 22 و 23 دقیقه و 59 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]

چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟

با آغاز سال جدید، اهدافمان را در ابتدای سال بنویسیم

نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آنهاست. اول به این دلیل که نوشتن آنها محبورتان می کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید. و دوم به این دلیل که عمل نوشتن آنها، تعهدی نسبت به آنها در شما ایجاد میکند. فقط ۵% از جمعیت جهان واقعا" برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگیشان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.
نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می کند. بااینکه فقط عمل نوشتن اهداف می تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آنها دست پیدا کنید.

در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می کنیم:

۱- نوشتن اهداف به شکل مثبت
برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارآمد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.
همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتان بعنوان یک انسان کمک میکند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.


۲- نوشتن اهداف با جزئیات کامل
به جای اینکه فقط بنویسید، "خانه نو"، بنویسید "یک خانه ۳۰۰ متری با چهار اتاق خواب، ۳ حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین ۱۰۰۰ متری".
یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیق تر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کار آمدتر خواهد شد.
آیا می توانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردید را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از گوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید. می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.


۳- نوشتن اهداف به زمان حال
اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود.پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.


۴- بازنویسی اهداف
وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.
نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی تر جلوه دادن آنهاست. بعضی وقت ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا می کند. همچنین برنامه ریزی برای آنها نیز ساده تر میشود.

 


[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ ساعت 23 و 32 دقیقه و 21 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]

زیباترین قلب

 

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می كرد كه زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد.


 

جمعیت زیاد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هیچ خدشه‌ای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق كردند كه قلب او به راستی زیباترین قلبی است كه تاكنون دیده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت.


 

ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت كه قلب تو به زیبایی قلب من نیست. مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام می‌تپید اما پر از زخم بود. قسمت‌هایی از قلب او برداشته شده و تكه‌هایی جایگزین آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نكرده بودند برای همین گوشه‌هایی دندانه دندانه درآن دیده می‌شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت كه هیچ تكه‌ای آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود می‌گفتند كه چطور او ادعا می‌كند كه زیباترین قلب را دارد؟
مرد جوان به پیر مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخی می‌كنی؛ قلب خود را با قلب من مقایسه كن؛ قلب تو فقط مشتی رخم و بریدگی و خراش است .


 

پیر مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر می‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمی‌كنم. هر زخمی نشانگر انسانی است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشی از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشیده‌ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است كه به جای آن تكه‌ی بخشیده شده قرار داده‌ام؛ اما چون این دو عین هم نبوده‌اند گوشه‌هایی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برایم عزیزند؛ چرا كه یاد‌آور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقتها بخشی از قلبم را به كسانی بخشیده‌ام اما آنها چیزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآور هستند اما یاد‌آور عشقی هستند كه داشته‌ام. امیدوارم كه آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با قطعه‌ای كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا می‌بینی كه زیبایی واقعی چیست؟
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی كه اشك از گونه‌هایش سرازیر می‌شد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیر مرد تقدیم كرد پیر مرد آن را گرفت و در گوشه‌ای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت .


 

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود زیرا كه عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ كرده بود...

 


[ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ ساعت 00 و 16 دقیقه و 13 ثانیه ] [ محمد جواد نوشادی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

تبادل لینک

فروش بک لینک